- صفحه 10 از 18 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

بایگانی2009

نسترن کوهی – گیلدیک

نسترن کوهی - گیلدیک

نسترن کوهی – گیلدیک

 نسترن کوهی منبع غنی ویتامین c

نامها و تیره گیاه

نام گیاه:  نسترن کوهی, گل سرخ وحشی, گل سرخ بری , گل باغی یا گل باخی – گل محمدی

نام محلی: در کردستان شیلان یا دلیق گویند.

نام محلی : در آذربایجان گیلدیک

نام علمی: Rosa canina L.

نام انگلیسی: Dog rose – pig rose

تیره: گل سرخ Rosaceae

نسترن وحشی – گیلدیک – گیاهان داروئی استان اردبیل

تاریخچه

نسترن کوهی از گیاهان دارویی ارزشمندی است که مردم اکثر سرزمینها از میوه های این گیاه برای درمان بعضی از بیماریها استفاده می کنند. از میوه نسترن کوهی میوه بدون دانه و حتی از دانه آن به عنوان دارو یاد شده است.میوه این گیاه سرشار از ویتامین C است و سایر ویتامینها را نیز دارا می باشد و برای جبران کمبود ویتامینهای بدن استفاده می شود.

در برخی از کشورها از میوه های نسترن کوهی مربا یا مارمالاد تهیه می کنند مواد موثره این گیاه سبب کاهش اسید اوریک و معالجه ناراحتیهای ناشی از نقرس می گردد. از این مواد همچنین برای مداوای تورم کلیه و مجاری ادراری استفاده می شود. روغن دانه های نسترن کوهی در صنایع بهداشتی و آرایشی مورد استفاده فراوانی دارد. صرف نظر از خصوصیات دارویی این گیاه جنبه های زینتی آن در فضای سبز (بخصوص در مناطقی که از نظر شرایط آب و هوایی و خاکی از وضعیت خوبی برخوردار نیستند) در خور توجه بوده و حتی در اغلب اوقات به عنوان پایه برای رزهای زینتی مورد استفاده قرار می گیرد. این گیاه پراکنش زیادی در کشور دارد و حتی در بعضی نقاط به عنوان علف هرز در مزارع رشد می کند.(۷)

خصوصیات گیاهشناسی

اختصاصات ظاهری گونه

نسترن کوهی گیاهی درختچه ای و چند ساله است و بطور خودرو در مناطق خشک روی صخره ها و حتی در بوته زارها می روید. ارتفاع آن متفاوت و بسته به شرایط اقلیمی محل رویش ۳ – ۰٫۵ متر است. ساقه آن مستقیم و استوانه ای شکل است و انشعابات متعددی دارد که گیاه را پرپشت و استوانه ای شکل می سازد، ساقه ها پوشیده از خارهای خمیده یا قلابی شکل می باشد.

برگها مرکب شانه ای و دندانه داربوده, تعداد برگچه ها فرد و بین ۵ تا ۱۱ عدد است. برگچه ها روی دمبرگ مشترکی به طول ۲-۷ سانتی متر قرار می گیرند. هر برگچه صاف و کبود رنگ بوده , گاهی روی رگبرگ کمی کرک وجود دارد و در رگبرگهای پشت برگچه تارهای غده ای وجود دارد.برگچه ها دارای دندانه های اره ای نوک تیز کشیده رو به بالا می باشند.

گلها معطر, به قطر ۲-۸ سانتی متر بوده و به دنبال یکدیگر بر روی ساقه ظاهر می شوند،دارای یک پایک صاف و کم و بیش خزی به طول ۰٫۵-۲٫۵ سانتی متر و گلبرگها سفید یا صورتی رنگ  هستند . کاسبرگها شانه ای پس از ریختن گلبرگها برگشته و معمولاً بعد از رسیدن میوه خزان کننده خامه بدون کرک یا دارای مقدار کمی کرک می باشد.

میوه آن  گرد یا تخم مرغی کوزه ای شکل , کشیده , صاف با رنگ قرمز روشن (در مرحله رسیدگی کامل به رنگ قرمز تیره مایل به قهوه ای) که سینورودون نام داردو دانه ها در داخل آن قرار دارد. پس از انجام عمل لقاح در گل، جدار برجستگی کوزه ای شکل ضخیم و قرمز رنگ شده ، مواد مختلف ذخیره می نماید و Cynorrhodon نامیده می شود. (نام Cynorrhodon به تفاوت به نهنج فرو رفته و کوزه ای شکل اطلاق می گردد). جدار داخلی قسمت کوزه ای شکل، دارای الیاف باریک، نازک و ابریشمی است و در آن فندقه های متعدد بیضوی زاویه دار و بسیار سخت جای دارد که میوه حقیقی گیاه هستند. ادامه مطلب

روش کار چینی بند زنی

روش کار چینی بند زنی

روش کار چینی بند زنی

منبع :کتاب هنرهای سنتی فراموش شده اردبیل (خانم سولماز مردانه)

شیوه و روش کار چینی بند زنی

روش کلی بندزنی به این ترتیب است که دو قطعه جدا شده چینی شکسته کنار هم قرار داده می شود استاد کار روی زمین می نشیند و یک پای خود را رروی پای دیگر می اندازد و به کمک انگشتان  پا و کف پا قطعه شکسته را کنار هم نگه    می دارد و اجازه نمی دهد تا این قطعات از جای اصلی تکان بخورد. در این هنگام به کمک ابزار مخصوص (که قبلا توضیح داده شده) در دو طرف محل شکستگی سوراخی ایجاد می کند، سپس مفقول آماده جهت این کار را در یک سمت وارد سوراخ می کند سپس سمت دیگر مفتول را به شکل “ب” وارونه درست شده وارد سوراخ دیگر میکند. این عمل تقریباً مشابه کاری است که با ابزار میخکوبی یا میخ زنی نجاری انجام می شود و در واقع فرم دستی آن می باشد.

بعد از اتمام این عمل، ماده‌ای به نام زامیشگه (که از ترکیب آهک و سفیده تخم مرغ درست می کنند) را به محل کوک یا بند می مالند تا بند را درجای خود ثابت و محکم کند، برخلاف تصور از این ماده جهت چسباندن دو قسمت جدا شده استفاده  نمی شود و مورد مصرف دیگر آن این است که در محل بند، مفتول را در داخل سوراخ‌ها محکم می کنند تا اگر احتمالاً قسمتی از سوراخ‌های ایجاد شده پر نشده‌اند پر شود.

با این کار بندها و یا مفتول‌ها به هنگام شستشو جا به جا نمی شوند. بسیاری از ظروف مانند بشقاب، نعلبکی و کاسه از پشت بندزده می شوند و تعداد بند ایجاد شده، بسته به بزرگی و کوچکی ظروف و همچنین نوع شکستگی آنها دارد و قطر آنها به ظرافت چینی یا شیشه متغیر و متفاوت می شود.

مثلاً برای نعلبکی که دو تیکه شده، سه بند در نظر گرفته می شود و برای بشقاب پیش دستی چهار بند، برای کاسه شش الی هفت بند و برای قوری نصف  شده هشت بند لازم است که دو تا در زیر قوری و سه تا در یک سمت و سه تا در سمت دیگر ایجاد می شود. در حدود سالهای ۱۳۲۰ هر عدد کوک با بند یک قران هزینه داشته، بنابراین ارزش شئ شکسته در مقابل تعداد بندها و دستمزد آن سنجیده می شده و اگر از لحاظ اقتصادی به صرفه مشتری می بود این کار انجام می شد و گرنه ظرف یا شئ چینی باید دور انداخته و یا به صاحبش عودت داده می شد.

در موارد نادری که قسمتی از چینی شکسته گم می شد، از قطعات چینی های شکسته موجود، تکه‌ای را انتخاب می کردند و به اندازه قطعه گم شده اطراف آن را به وسیله انبردستی ، به آرامی و آهستگی می چیدند تا نهایتاً به اندازه مورد نظر در بیاید، اگر این قطعه گم شده کوچک بود، بعد از اتمام کار دو طرف قسمت خالی مانده را با زامیشگه پر می کردند و این خمیر پس از خشک شده جای قطعه گم شده را پر می کرد.

در میان تمام ظروف چینی تعمیر قوری روش خاصی دارد که آنرا (بند کش) و در اصلاح ترکی (قورشاخ) می گویند، در زیر به توضیح این روش می پردازیم

بند کشی و بند زنی قوری چینی

بند کشی و بند زنی قوری چینی

بند کشی و بند زنی قوری چینی

در صورت شکستن هر قسمت از قوری، ابتدا قطعات به وسیله خمیر تهیه شده از آهک و سفیده تخم مرغ در کنار هم  بطور موقت چسبانده می شود و در مواقعی که لازم باشد بند زنی هم انجام میگیرد، ولی روش اصلی در این میان بندکشی می باشد، به این ترتیب که مفتولی را بریده در قسمت فوقانی روی بدنه قوری می نشانند که یک سر این مفتول آزاد است و سر دیگر به صورت حلقه‌ای است به منظور اندازه زدن، انتهای آزاد انرا از داخل حلقه رد میکنند و اضافه آنرا چیده و به هم بند می کنند.

به همین ترتیب یک حلقه مفتولی هم برای قسمت تحتانی قوری در نظر می گیرند. سپس نوارهای فلزی، از جنس برنج و به پهنای نیم الی یک سانتی متر بریده می شود. هر چه پهنای این نوارها کم باشد بهتر است و باعث میشود قطعات سفت تر در کنار هم قرار بگیرد و هم قوری زیبایی و نقش خود را حفظ کند.

نوارهای برنجی را یکی، یکی در مفتول بالایی قوری بند کرده، سر آنرا به طرف بدنه قوری خم و بند می کنند، سپس نوارهای را محکم به پایین کشیده و بعد از رد کردن از حلقه پایینی، انتهای نوار برنجی را به طرف بیرون خم کرده و سفت می کنند.معمولا در هر سمت قوری چهاربند کشیده می شود

اطراف مفتول‌ها و نوارهای برنجی را با زامیشگه پر می کنند و کار پایان می باید، ولی چنانچه قطعه جدا شده دسته قوری باشد بعد از بندکشی به روش ذکر شده، سه نوار برنجی دیگر لازم است که یکی از این نوارها از قسمت بیرونی دسته از بالا به پایین کشیده می شود و دو نوار دیگر یکی از قسمت داخلی فوقانی دسته  و از روی دسته به طرفین کشیده می شود

به این ترتیب با سفت شدن و محکم  کردن بندها قطعات کنار هم قرار میگیرد و قوری دوباره قابل استفاده می شود.

در صورت شکستن آبریز یا دهانه قوری باز روش بالایی انجام می شود ولی در صورتی که لبه‌ی آبریز شکسته باشد در فرم قطعه شکسته شده، قطعه‌ای را از ورق برنج درست کرده و به دهانه آن وصل می کنند.

یسری، داور

یسری، داور

یسری، داور

در سال ۱۳۳۲ در شهر« اردبیل »در میان خانواده ای متدین و مذهبی کودکی به دنیا آمد . او را «داور» نام نهادند. کودکی که بعدها مایه افتخار خانواده و عبرت دوستان و آشنایان شد.
با گذشت زمان کم کم بزرگ شد ولی رشد روحی او قابل مقایسه با جسم نحیفش نبود. پایگاه اولیه داور خانواده بود و همواره در زیر سایه پدر قرار داشت. هم او وقتی در زندان ستم شاهی به دیدار پسر رفت نگاهی به جگرگوشه خود انداخت و ابراز داشت: «فرزندم غمگین مباش. زیرا همواره زنجیر در گردن شیر است و روباه و خرگوش آزاد.»
از حدود ۱۱ سالگی نماز می خواند و با قرآن انس و الفتی خاص داشت. الفتی که سبب شد تا به ندای پروردگارش که می فرمود:« ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه»، پاسخ گوید. او با وجود جسم نحیف و سن کم اغلب اوقات روزه و همواره پای بند به نماز جماعت بود. پیش از انقلاب حتی نماز جمعه را فرادی می خواند. هنوز راهروهای سردخانه در فصل زمستان شاهد مناجاتهای شبانه او با خداوند است و هنوز صدای دعا و قرآن او بر در و دیوار خانه و بر دل پدر و مادر نقش بسته است
همواره ذکر خدا بر لبانش جاری بود. کم غذا می خورد و به فکر محرومین بود. در زندگی پای بند به سادگی بود. تا آنجا که تنها یک دست لباس داشت و برای نظافت ناچار بود شبها آن را بشوید تا صبح بتواند از آن استفاده کند. حتی زمانی که همان یک شلوارش پاره شده بود آن را وصله زد و در مقابل پیشنهاد همسرش بر خرید یک لباس نو، گفت:« باید یک پاسدار نمونه ی سادگی باشد.» مگر نه آنکه مولای ما علی(ع) لباس وصله زده می پوشید و مگر نه آنکه ما درگیر جنگ با استکبار هستیم؟ این مبارزه نیاز به از خودگذشتگی و چشم پوشی از لذایذ دنیوی دارد. پس من می توانم از این لباس کهنه و وصله زده استفاده کنم و در عوض پول آن را به کسی بدهم که حتی قدرت تهیه این شلوار وصله دار را ندارد؛
پس از پایان تحصیلات متوسطه در ادامه رسالت خود برای مبارزه با نفس و کمک به محرومین برای انجام خدمت سربازی به مناطق محروم شتافت و پس از پایان دوران سربازی به آموزشگاه کارخانه ی «ذوب آهن»در« اصفهان» رفت و به یادگیری متالوژی پرداخت. اما همچنان به فکر مبارزه و تبلیغ عقاید اسلامی بود. در پی این روح مبارزاتی بود که جلسات تدریس قرآن را در مسجد «زرین شهر» برپا داشت تا جوانان را با این چشمه ی جوشان وحی آشنا سازد و به همراهی ۱۲ نفر از دوستان و همفکرانش زیر نظر آیت الله «مشکینی» و حجت الاسلام« غفاری» هسته مقاومتی تشکیل داد و به مبارزات تشکیلاتی و پخش اعلامیه و فعالیتهای دیگر می پرداخت . چون دستگاه چاپ و تکثیر در اختیار نداشت اعلامیه ها را با مشقت فراوان به طور دستنویس تهیه می کرد. در تابستان سال ۱۳۵۷ در جریان انفجار یکی از مراکز فساد رگ دستش قطع شد و ساواک نیز با استفاده از رد خون، او را دستگیر ساخت.
در زندان نیز همواره مایه شگفتی بود. در زیر ضربات باطوم پلاستیکی مزدوران که در حمام با بدن خیس او را می زدند، تنها تکبیر می گفت و با هر ضربه حسرت آه گفتن را بر دل مزدوران می گذاشت و آنان را چون گرگی گرسنه در کشتن خود تحریص می نمود تا آنکه صدای تکبیرش کم کم به ضعف گرایید و خاموش شد و دوستانش دریافتند که او از هوش رفته است.
همچنان در زندان مقاومت می کرد تا آنکه در پی تظاهرات مردم، رژیم ناچار به آزادکردن تعدادی از زندانیان سیاسی شد و بدین ترتیب« داور یسری» از چنگ دژخیمان رهایی یافت.
از آن زمان او به همراه دیگر اقشار مردم به مبارزه علیه رژیم ادامه داد تا آنکه خون شهدا بارور شد و اولین شکوفه ها بر درخت نونهال انقلاب نمایان شد.
داور در پی شهادت برادرش «نادر» باز هم به ادامهء مبارزه مصمم تر گشت و با مشاورت عده ای از مسئولین به تشکیل کمیته ضربت همت گماشت تا جانیان و قاتلان فرزندان پاک این ملت را پی گیری کرده و پس از دستگیری آنان را تحویل دادگاه عدل اسلامی دهند.
در آنجا بود که عظمت روحی او نمایان تر گشت. برادرش چنین نقل می کند:« زمانی که قاتل برادرم دستگیر شد به دیدار او رفتم و در پی اهانت او من نیز سیلی محکمی به گوش او زدم. شهید داور که درس عدالت را در مکتب علی (ع) آموخته بود، چنان برآشفت که رنگ صورتش از شدت خشم سرخ شد و رو به آن افسر کرد و از او خواست تا قصاص کند و زمانی که با اعتراض شدید ما روبرو شد، گفت: درست است که او قاتل است و مجازات مرگ دارد، اما او اسیر است و اسیر از نظر ما مهمان است. و سپس گفت: «اگر این افسر قصاص نکند من به جای او قصاص می کنم.» و برای اجرای حکم خدا سیلی زد.
به دلیل تهمتها و جو سازی های افراد سود جو ادامه ی کار در گروه ضربت را برای خود ممکن ندید، تصمیم به ترک آنجا گرفت. در پایان کار با توجه به گفتار مولایش که فرموده بود: «اجتنبوا من مواضع التهمه» اورکت خود را از تن خارج نموده و محتویاتش را که یک جلد کلام الله مجید و مهر و تسبیح و چند دوریالی و یک ریالی بود را روی میز گذاشت و گفت: با وجودی که اینها از اموال شخصی خودم است تحویل می دهم تا همه بدانند که داور دست خالی از اینجا می رود.
در نیمه ی دوم سال ۵۸ برای مبارزه با« اسرائیل »کافر به «لبنان» رفت و پس از آموختن دورهء عملیات چریکی و انفجارات به میهن بازگشت و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در پادگان «سعدآباد» به آموزش فنون فوق پرداخت و به دلیل لیاقت و تقوا به عضویت شورای اداره کننده ی پادگان درآمد.
با شروع جنگ تحمیلی همچون دیگر شیران جبهه ی نبرد به سوی جبهه شتافت و در (خونین شهر) مورد اصابت خمپاره قرار گرفته و به شدت زخمی شد و حدود ۹ ماه در بیمارستان مشغول معالجه بود و در نتیجه ی آن عصب پایش قطع شد و از آن ناحیه معلول گردید. ادامه مطلب

logo-samandehi