- صفحه 3 از 13 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

بایگانی۱۳۸۹

گول گول

گول گول

گول گول

 

نام بازی: گُل گُل

نام محلی: گول گول

اهداف کلی: تحریک حس کنجکاوی و پرورش دقت و هوشیاری

اهداف جزیی: پیروی از سرگروه و آموزش چپ و راست

تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد

سن بازیکنان: محدودیتی ندارد

ابزار لازم: یک عدد دکمه کوچک و یک پارچه بزرگ

محوطه بازی: محدودیتی ندارد

شرح بازی:

افراد به دو گروه مساوی تقسیم می شوند، دو سر گروه شرایط بازی را از قبیل حد نصاب امتیازات و تعداد امتیازی که تک گل دارد، مطرح می کند. (به طور مثال: تک گل ۵ امتیاز و حد نصاب هم ۲۱ باشد.)

بنابر انتخاب او یکی از گروهها، در شروع بازی ۳ امتیاز دارد و گروه دیگر، امتیاز کنترل و گردانیدن بازی را.

سرگروه صاحب گل، در زیر پارچه یا چادری، دست بچه ها را یکی یکی به خاطر فریب گروه حریف می گیرد و فقط در یکی از دستها گل را قرار می دهد و همه مشت گره کرده، بیرون می آیند.

نفرات گروه دوم با کنجکاوی، دقت و هوشیاری، از حرکت دست سرگروه و نفرات، نگاه ها و حالت چهره ها حدسی می زنند و به سرگروه می گویند و سرگروه بنابر حدس خود و یاران، دستهای مشکوک را کنار گذاشته و بقیه را یکی یکی ، با گفتن واژه ی (پوچ یا خالی) کنار می گذارد و به این ترتیب به گل نزدیک تر می شود و چنانچه اگر آن را پیدا کند با کسب یک امتیاز صاحب گل شده و در دور بعدی آنها، گل را مخفی خواهند کرد و چنانچه اگر نتوانند، باز گروه مقابل با احتساب یک امتیاز گل را میان دستها پخش خواهند کرد.

در ابتدای بازی اگر حدس قدری قوی باشد که به یقین مبدل شود، سرگروه می تواند با تک گل گفتن، ۵ امتیاز بگیرد ولی اگر نتواند بنا به قراردادی که دارند ۱ تا ۵ امتیاز از دست می دهند. ادامه مطلب

شب یلدا

شب یلدا

شب یلدا

بعضی ازمردم منطقه هنوز هم اعتقاد دارند که درآن شب حضرت خضر (ع) به همه خانواده‌ها سر می‌زند و قووت را تبرک می‌نماید و دلیل آن هم وجود جای قمچی یا تازیانه وی روی این ماده غذایی می‌باشد.

روی این اعتقاد پیشینیان اردبیل قووت را درسینی یا مجمع ریخته و آن را در گوشه‌ای از اتاق قرار می‌دادند و اعتقاد داشتند که سپیده دم پس از برخاستن از خواب، جای تازیانه را روی آن خواهند دید.

بعضی افراد جای تازیانه را کاربزرگتران خانواده می‌دانستند اما عده ای معتقد بودند که این درواقع کار حضرت خضر بوده و علامت روی قووت جای تازیانه او هست.

مردم اردبیل فصل پاییز را نیز باتوجه به تغییرات جوی منطقه تقسیم بندی کرده بودند و روزهای موسوم به کلوز با فتحه حروف اول و سوم هنوز نیز دربین عده‌ای از سال خوردگان منطقه مصطلح می‌باشد.

آنان معتقدند که در این روزها که از سیزدهم تا اواخر آذر ماه را شامل می شود چنانچه در منطقه برف ببارد زمستان سخت خواهد بود و برف تاچند هفته ابتدای بهار در زمین باقی خواهد ماند.

زمستان در اردبیل از گذشته‌های دور به چله بزرگ از اول دی تا دهم بهمن ماه و چله کوچک از دهم بهمن تا آخر اسفند ماه تقسیم شده است.

مردم معتقدند که هرچند چله بزرگ از لحاظ میزان بارش برف و سرما درمنطقه اهمیت دارد اما چله کوچک سخت تر از آن می‌باشد و ضرب المثلهای خاصی به زبان ترکی در این زمینه دارند.

اسفند ماه هم در اردبیل به روزها و هفته‌های دیگری ازنظر شرایط جوی تقسیم شده است و هفته اول این ماه به چله بچه معروف است که شب اول این هفته را کورد اوغلی احمد می‌نامند.

شادروان بابا صفری درکتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ می‌نویسد : براساس یک داستان، پسری به نام احمد که از اهالی کردستان بوده و دریکی از روستا های اردبیل زندگی می‌کرده است یک روز درآخر بهمن ماه که هوا آفتابی بوده برای انجام کار به بیابان می‌رود.

ناگهان هوا تغییر یافته و برف و سرمای شدیدی شروع می‌شود و احمد از راه رفتن بازمانده و درزیر برف مدفون می شود. خانواده این پسر جستجوی او را شروع می‌کنند و به دلیل برف شدید ازتلاش خود نتیجه ای نمی گیرند اما فردای آن روز احمد را از زیر برف زنده می‌یابند. دراین داستان از قول احمد گفته شده است که وقتی توانم در برابر سرما از دست رفت بیهوش روی زمین افتادم اما در نیمه‌های شب به هوش آمده و احساس گرما کردم و بعد فهمیدم که این حرارت از زمین است. این داستان دربین پیشینیان منطقه این تصور را به وجود آورده است که در آن شب به زمین نفس می‌آید و زمین گرم می‌شود.

روزهفتم اسفند دراردبیل به قاری کولگی یعنی کولاک پیر زن موسوم است و داستان از این قرار است که در زمانهای قدیم یک پیرزن شتری داشته است که با سپری شدن چله بزرگ و کوچک این شتر حالت جفت‌گیری پیدا نکرده است.

پیرزن از این شرایط دلخور شده و با دعا از خداوند خواسته خود را طلب می نماید و سرانجام دعای این پیرزن برآورده شده و برف و سرمای شدیدی منطقه را فرا می‌گیرد و شتر پیرزن باردار می‌شود.

روز دوازدهم اسفند هم درمنطقه به وعده یلی یعنی باد موسمی نامیده شده است و در اغلب سالها در آن روز باد گرم جنوب غربی که در اصطلاح هواشناسی به باد فون و در زبان محلی به گرمیج مشهور است در منطقه می‌وزد و سبب ذوب برفها می‌شود.

بسیاری از تقسیم بندی فصول سال در اردبیل متناسب با تغییرات جوی و فصلی انجام شده‌اند بطوریکه اکثر پدیده‌های جوی که در داستان‌ها و یا این تقسیم بندی‌ها به آن‌ها اشاره شده‌اند در واقع همه ساله در این دیار به وقوع می‌پیوندند.

در گذر زمان و پیچیده شدن زندگی بسیاری از این آیین‌ها اکنون در حال فراموش شدن می‌باشند و یا به کلی فراموش شده‌اند و فقط یادی از اسامی روزهای به خصوص آن دوران در ذهن چند پیرمرد که هنوز در قید حیات هستند باقی مانده است.

معدود مادر بزرگان و پدر بزرگانی که هنوز نفس آنان گرمابخش کانون‌های تعدادی از خانواده هاست در دوران کم رنگ شدن صمیمیت در خانواده‌ها به لحاظ حاکمیت زندگی ماشینی و ورود انواع سرگرمی‌های پر زرق و برق ، نعمت بزرگی برای کودکان، نوجوانان و میان سالان محسوب می‌شوند. ادامه مطلب

کلیسای مریم مقدس

کلیسای مریم مقدس

کلیسای مریم مقدس

در اواسط قرن نوزدهم، ارامنه تبریز به اردبیل مهاجرت کردند و در آنجا سکونت گزیدند. این عده از ارامنه صاحب مال و مکنت نبودند ولی در مقایسه با ارامنه سایر نقاط ایران از رفاه بیشتری برخوردار بودند. تعدادی از آنان صنعتگر بودند و بقیه نمایندگی تجارتخانه‌های مختلفی را به عهده داشتند و در میان مسلمانان اردبیل از جایگاه خوبی برخودار بودند. در فاصله سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۰ میلادی، خاچاطور شهبازیان، عمده التجار ارامنه در اردبیل، روابط تجاری با روسیه را عهده دار بود و با تدبیر و متانت با مردم شهر برخورد می‌کرد. به همین جهت اهالی مسلمان و غیر مسلمان شهر اردبیل از او رضایت داشته و از نیک نفسی او بهره مند می‌شدند. ارامنه اردبیل با کمک خاچاطور شهبازیان صاحب کلیسا و مدرسه شدند و اگر چه این آثار کوچک هستند اما تا کنون موجودیت و اهمیت خود را حفظ کرده اند(جامعی ۱۳۷۹).اگر چه ارامنه اردبیل در مورد تحصیل و شیوه‌های آموزشی نظریات اشتباهی داشتند و به همین دلیل بدون اطلاع از شیوه‌های جدید آموزشی مدرسه‌های خود را با شیوه قدیمی اداره می‌کردند، با این وجود ارزش تحصیل را درک کرده‌اند و با تلاش دسته جمعی در نگهداری مدرسه و کلیسای خود کوشا بوده‌اند. گاهگاهی در صحنه مدرسه نمایشنامه‌هایی ترتیب می‌دادند و برای کشیش، معلم، سلمانی، حمامی حقوق جداگانه پرداخت می‌کرده‌اند. از آنجا که در جمعیت ارامنه اردبیل تعداد دختر از پسر بیشتر است بیشتر شاگردان مدرسه ارامنه را دختران تشکیل می‌دادند. تا زمانیکه راه آهن روسیه به تبریز امتداد پیدا نکرده بود زندگی ارامنه در اردبیل ادامه داشت اما به محض اینکه سیستم مواصلات و مراودات با خارج تغییر پیدا کرد جامعه ارامنه اردبیل به تدریج تقلیل یافت و بیشتر آنان به تبریز مهاجرت کردند زیرا مهم‌ترین عامل وابستگی ارامنه به اردبیل امتداد راه تجاری تبریز-باکو بود و ادامه بهره برداری از این راه تجاری عامل مشوقی بود تا ارامنه در اردبیل به زندگی خود ادامه دهند و بتوانند محرومیتهای اجتماعی، قومی و مذهبی خود را با دوری از همکیشانشان که در تبریز تعدادشان بیشتر بود تحمل کنند(جامعی ۱۳۷۹). کلیسای اردبیل در سال ۱۸۷۶ میلادی (برابر با ۱۲۵۵ خورشیدی) بنا شده‌است. این بنا با خرج خانواده گالوست میرزایان و اهتمام خاچاطور شهبازیان ساخته شد. تا سال ۱۹۴۴ میلادی این کلیسا فعال بوده و آخرین مراسم مذهبی و نماز جماعت در سال ۱۹۴۴ میلادی برابر با ۱۳۲۳ خورشیدی توسط کشیش وارطان ژاماگورسیان در آن انجام می‌شده‌است. از آن تاریخ به بعد به دلیل مهاجرت خانواده‌های ارمنی به تبریز و تهران انجام مراسم مذهبی در کلیسا تعطیل شده‌است. امروز که یک قرن از عمر بنای کلیسای مریم مقدس اردبیل می‌گذرد، متعلقات کلیسا از جمله حمام و مدرسه بطور کامل از بین رفته و تنها بنای کلیسای رو به تخریب به حیات غیر فعال خود ادامه می‌دهد. در حال حاضر حتی یک خانواده ارمنی در اردبیل مقیم نیست. از سال ۱۳۷۰ کلیسای مذکور از طرف شورای خلیفه گری ارامنه آذربایجان در اختیار مدیریت میراث فرهنگی اردبیل قرار گرفت تا با کمک‌های مالی ارامنه این بنای تاریخی مرمت شود و با تغییر کاربری از فضای آن جهت استفاده‌های فرهنگی و هنری استفاده شودبنایی است مربع مستطیل از آجر و گنبد ساده آجری. درازای بنا ۱۶ متر و پهنای آن ۱۴ متر است. درون بنا مربع‌شکل و دارای چهار طاقنما میباشد، که بر روی ستونهای مربع شکل تعبیه شده‌اند. طاقنماها جناقی و با نقاشیهای محدودی در ازاره تزئین یافته است ادامه مطلب

logo-samandehi