- صفحه 7 از 13 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

بایگانی۱۳۸۹

شهید عقیل عرش نشین

شهید عقیل عرش نشین

شهید عقیل عرش نشین

عقیل عرش نشین، فرزند قدرت وطاهره عرش نشین در ۴ آذر۱۳۴۲ در خانواده ای متوسط در شهرستان اردبیل به دنیا آمد. در طفولیت، قرآن کریم را نزد مادر فرا گرفت.چون در شناسنامه، سال تولدش کمتر از سن واقعی قید شده بود، دو سال دیرتر به مدرسه رفت. دوره ابتدایی را در مدرسه هفت تن و دوره راهنمایی را در مدرسه جهان علوم و دوره متوسته را در هنرستان نواب صفوی (مدرس) اردبیل طی کرد ودر رشته برق، دیپلم گرفت. در تمام مقاطع تحصیلی، فردی سختکوش بود و با نمرات عالی قبول می شد. از دوران کودکی در هیئت های مذهبی مختلف شرکت می جست و مکبر مسجد بود.
از ویژگی های بارز عقیل در کودکی و نوجوانی حس انسان دوستی و کمک به دیگران بود.به ورزش، به ویژه فوتبال علاقه بسیار داشت. در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۶ که نوجوان چهارده،پانزده ساله ای بیش نبود به مطالعه کتابهای مذهبی می پرداخت و در تظاهرات شرکت می کرد و در یکی از راهپیماییها توانست از دست نیروهای نظامی بگریزد. پدرش ماجرا را از زبان عقیل چنین تعریف می کند: «در مسجد میرزا صالح جمع شده بودیم که نیرو های ارتش،مسجد را محاصره کردند و ما از پنجره و بام مسجد فرار کردیم و مجبور شدیم از راه مزارع خود را به منازل برسانیم
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، عقیل در سن ۱۸ سالگی (سال۱۳۶۰) به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و هم زمان در پایگاه بسیج محل نیز به فعالیت پرداخت.در سن ۱۹ سالگی برای اولین بار به جمع بسیجیان در جبهه ها پیوست ودر مناطق عملیاتی حضور یافت. در این اعزام، از سوی سپاه پاسداران اردبیل عازم تیپ ویژه ی این شهرستان شد. پدرش درباره این دوره از زندگی عقیل می گوید: « از وقتی انقلاب شد من دیگر او را کمتر می دیدم یا در جبهه بود یا در سپاه
عقیل عرش نشین، در خصوص ضرورت حضور در جبهه معتقد بود که «قرآن،اسلام وناموس مردم در خطر است، ماندن فایده ای ندارد، باید به جبهه برویم.»
با عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ‌حضورش در مناطق عملیاتی افزایش یافت . به ویژه پس از آنکه جلال – برادر بزرگش – درسال ۱۳۶۴ به شهادت رسید، عزم وی جزم تر شد و می گفت: «باید راه جلال را ادامه دهم. جمله ای از وصیت نامه برادرم به گوشم ندا می دهد که اسلحه مرا بردارید.»
همین توجه به وصیت برادر بود که علی رغم اصرار والدین، اندکی پس از شهادت او، در جبهه حضور یافت و می گفت: «مرگ سراغمان می آید، چه زود و چه دیر؛ پس باید به جبهه رفت و دفاع کرد.» ادامه مطلب

قاصدک «داروئی»

قاصدک «داروئی»

قاصدک «داروئی»

گل قاصد با نام علمی Taraxacum متعلق به تیره مینا یکی از گیاهان دو لپه می‌باشد. گل قاصد که به نامهای هند باءبری ، خبر آور و خس‌بری نیز معروف است. گل قاصد در وسط چمن ، حاشیه شوره‌زار ، کنار جاده‌ها و اراضی بایر و بطور کلی در همه جا می‌روید و شاید دلیل آن این است که طبیعت می‌خواهد به انسان بگوید که در هر نقطه‌ای زندگی می‌کند احتیاح به این گیاه دارید و هنگامی که آنرا با وسایل مکانیکی و شیمیایی از بین می‌برید دوباره بعد از چندی سر از خاک بیرون می‌آورد. گل قاصد در حدود ۱۵ نوع مختلف دارد. زنبور عسل این گیاه را بسیار دوست دارد و شهد زیادی از آن بدست می‌آورد. برگهای جوان گل قاصد را معمولا با سالاد می‌خورند و چون خیلی تلخ است باید آنرا با ترشی یا آبلیمو مصرف کرد. از قسمتهای مختلف گیاه مانند ریشه ، برگ و شیرابه آن در طب استفاده می‌شود.

مشخصات گیاه شناسی

گیاهی است علفی و دائمی که ساقه آن به ارتفاع ۴۰ سانتیمتر می‌رسد. این گیاه دارای ریشه‌ای است به رنگ قهوه‌ای مایل به زرد که پر از شیرابه سفید رنگی می‌باشد. فاقد ساقه بوده و دارای فرمها و واریته‌ها و گونه‌های متعدد با ظاهر متفاوت می‌باشد. در بین پایه‌های آن نمونه‌هایی یافت می‌شود که ارتفاع ساقه منتهی به گل آنها از ۲ تا ۵۰ سانتیمتر می‌رسد. برگهای گل قاصد سبز رنگ و بریدگیهای مثلث شکل و نوک تیز دارد و بر روی سطح زمین می‌باشد. از وسط برگهای آن که بر سطح زمین واقع هستند دمگلی خارج می‌شود که به یک کاپیتول مرکب از گلهای زبانه‌ای زرد رنگ یا به رنگ زرد زعفرانی ختم می‌گردد. میوه‌اش در انتها منتهی به یک دسته تار ابریشمی سفید رنگ یا به ندرت خرمایی رنگ می‌شود.

پراکندگی جغرافیایی

پراکندگی این گیاه در کره زمین به نحوی است که در غالب نواحی اروپا ، شمال و مغرب آسیا ، شمال آفریقا و آمریکای شمالی می‌روید. ادامه مطلب

شهر یری

شهر یری

شهر یری

منطقه باستانی معروف به شهر یری در شمال غربی روستای پیرازمیان در ۳۱ کیلومتری شرق مشگین شهر در کنار رود قره سو قرار دارد. وسعت این منطقه تاریخی ۴۰۰ هکتار است و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشا تپه تشکیل می شود. قدمت قلعه و معبد به ۱۴۵۰ پیش از میلاد و قوشا تپه به ۷ هزاره پیش از میلاد می رسد.

اولین بار در حدود ده سال پیش از انقلاب اسلامی چارلز برنی در این محوطه کاوش کرد و از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ سه فصل حفاری به سرپرستی علیرضا هژبری نوبری در آن انجام شد.

در اولین فصل حفاری که در آبان ۸۳ آغاز شد قبرهای عصر آهن بررسی شدند که پیش از آن توسط جویندگان عتیقه تخریب شده بودند و تنها ساختمان بندی قبرها معلوم بود. در این دوره سفالها یی مربوط به دوره کالکو لتیک کشف شد و قدمت منطقه را به ۳۵۰۰ سال از از عصر آهن به عقب برد. این سفالها شبیه سفالهای مناطق باستانی دالما و حاجی فیروز هستند. به این ترتیب برای اولین بار قدمت سکونت بشر در استان اردبیل به دوره مس- سنگ رسید. برخی از سفالها منقوش و برخی با طرح سبدی بودند. تعدادی سفال دو لایه نیز در حفاری کشف شد که احتمال می رود لایه دوم سفال برای ترمیم قسمتهای شکسته سفال به کار رفته است.

در منطقه یری تعداد زیادی سنگ شیشه برنده(ابسیدین) کشف شد که می تواند گواهی بر ارتباط این منطقه با قفقاز و آناتولی باشد زیرا سابقه استخراج این نوع سنگ در این مناطق شناخته شده است. از ابسیدین برای برش سنگهای سخت در دوره کالکولتیک استفاده می شده است.

در منطقه یری چند دوره تاریخی از مس- سنگی ، عصر آهن۱ و عصر آهن ۲ مشخص شد و بقایایی از قلعه ای متعلق به دوره آهن کشف گردید.

در فصل بعدی حفاری در سال ۸۴ بقایایی از سفال، مفرغ و نقوش انسانی دیده شد که باستان شناسان آنها را نذوراتی متعلق به معبد میدانستند. یکی از این دو معبد در زیر دیوار دفاعی قلعه قرار داشت . باستان شناسان نتیجه گرفتند در دوره اورارتویی که ساکنان شهر یری بر روی معبد خود قلعه ساخته بودند از دین خود روی گردانده اند و خدای اورارتویی( خالدی) را پذیرفته اند. البته این امر میتواند اختیاری یا به اجبار صورت گرفته باشد. ادامه مطلب

logo-samandehi