تاریخ استان اردبیل

جستجو

مطالب منتشر شده در دسته ی "تاریخ استان اردبیل"

شاه اسماعیل یکم

شاه اسماعیل یکم

شاه اسماعیل یکم

اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسینی، و معروف به شاه اسماعیل یکم مؤسس سلسله صفوی به عنوان اولین سلسه تماماً ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است

وی با رسمی‌کردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از اسلام پس از حدود ۸۰۰ سال، تأسیس و تثبیت کرد. از وی اشعاری به ترکی آذربایجانی و به فارسی با تخلص «ختایی» برجای مانده‌است.

تبار

تبار اسماعیل به شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌رسد و فرزند شیخ حیدر است و مادرش مارتا دختر سلطان اوزون حسن آق قویونلو و کوراکاترینا شاهزاده یونانی ترابوزان بود کوراکاترینا به این شرط با اوزون حسن ازدواج کرد که دین خودش را نگاه دارد هر چند متمایل به اسلام بود ولی تا آخر عمر از آزادی دینی بر خوردار باشد(این اولین اقدام در رعایت حقوق شهروندی محسوب می شد.) به همین دلیل به همراه خود یک کشیش و چند موعظه گر و ندیم مسیحی به همراه خود به ایران آورد و در شهر آمد یک کلیسا بنا کرد تا یک شنبه ها برای عبادت به کلیسا برود بعدها و با دست یابی اوزون حسن به بخش اعظم ایران و پایتختی تبریز کلیسای با شکوهی در تبریز ساخت و کشیشان و مبلغین مسیحی را به آنجا آورد در ارزنجان نیز که عمدتا ارمنی بودند دو کلیسا با نامهای سیمون و یحیا ساخت البته بنای این کلیسا ها به اوزون حسن نسبت داده شد.

کودکی

اسماعیل در ۸۶۶ در اردبیل دیده به جهان گشود.

پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود -که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر به زبان ترکی) خوانده می‌شدند برای جهاد علیه مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز رفتند. توسعه‌طلبی حیدر باعث شد که با شروانشاهان وارد جنگ شود. سلطان یعقوب آق قویونلو در این جنگ به کمک شروانشاهان رفت و نهایتاً حیدر تیر خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.

در فارس

اسماعیل به همراه مادر ودو برادرش در اصطخر، فارس به مدت چهار سال و نیم زندانی شدند. در این دوره سلطان یعقوب آق قویونلو مرد و بین فرزندانش رستم و بایسنقر جنگ درگرفت و رستم برای مقابله با بایسنقر، «سلطان علی» برادر بزرگ اسماعیل و خانواده‌اش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتیبانی قزلباشان خانقاه اردبیل برخوردار شود. سلطان علی با شکوه فراوان وارد تبریز شد و با سپاهی از صوفیان بایسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علی به وحشت افتاد و وی را در میانه راه تبریز و اردبیل به قتل رساند. سلطان علی برادر هفت ساله‌اش اسماعیل را به یاران صمیمی و وفادارش سپرد.

در اردبیل و لاهیجان

اسماعیل مدتی پنهانی در اردبیل زیست و سپس برای امنیت بیشتر به لاهیجان رفت و نزد امیر آنجا «کارکیا میرزا» پناه گرفت. کارکیا میرزا علی فرمانروای محلی لاهیجان و دیلمان که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوی بود در تربیت اسماعیل خردسال اهتمام کرد. اسماعیل تا سال ۹۰۵ (قمری) با مراقبت‌های شمس الدین لاهیجی که از فضلای آن دیار بود فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت. ۶۷ همچنین در این مدت، زیر نظر هفت تن از بزرگان صوفی لاهیجان فنون رزم را آموخت.

بدین ترتیب اسماعیل از یک سو تحت تأثیر فرهنگ صوفیانه خانقاه شیخ صفی بود و از سوی دیگر احتمالاً در گیلان با برخی آموزه‌های ایران باستان و تشیع امامی آشنا شده و مجموعه این آموزه‌ها او را برای بدل شدن به یک حاکم مقتدر، فرمانده نظامی و پیشوای مذهبی آماده ساخت.

بازگشت به اردبیل

قزلباشان به بهانه زیارت بقعه شیخ صفی الدین با کسب اجازه از کارکیا اسماعیل و مارتا را به اردبیل بردند هدف قزلباشها از این کار خروج از حیطه کارکیا بود. قزلباشان مارتا را به اردبیل فرستاده و خود به همراه اسماعیل به منطقه خلخال رفتند و نزدیک به سه ماه در روستاهای اطراف خلخال اقامت داشتند. ایشان در این مدت با خلفای خود در آناتولی ارتباط بر قرار کرده و از آنها می خواستند که ترکان قزلباش را جمع آوری کرده به ایران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به طرق مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند .[۶]در این هنگام اسماعیل ۱۲ سال و یک ماه بیشتر نداشت. از وقتی که اسماعیل از لاهیجان بیرون آمده بود تا هنگامی که در ارزنجان اردو زد در خدود هفت هزار ترک آناتولی به اردویش پیوستند که بیشتر از نه قبیله زیر بودند:

۱-شاملو از تاتارهای زاویه شمال شرق مدیترانه و شمال غرب شام

۲-تکه لو از قبایل تکه در ناحیه جنوبی آناتولی

۳-قاجار از تاتارهای شمال و شرق آناتولی

۴-روملو

۵-قره مان از منطقه کیلیکیه در جنوب آناتولی و اطراف قونیه

۶-ورساق از منطقه کیلیکیه در شمال دریای مدیترانه

۷-ذوالقدر از بخش علیای فرات بین سوریه و ترکیه کنونی

۸-استاجلو از شرق آناتولی

۹-بیات از شرق آناتولی

علاوه بر این قبایل دستجاتی از قبایل مغول ساکن در نواحی تالش و سوادکوه نیز در اردوی اسماعیل بودند که در برابر ترکان در اقلیت بودند و “صوفیان تالشی نامیده می‌شدند.

تصرف آذربایجان

در سال ۸۷۹ هفت سران قزلباش در ارزنجان یک جلسه مشورتی با حضور شاه اسماعیل برگزار کردند تا در مورد حرکت جهادیشان تصمیم بگیرند موضوعی که در این جلسه مطرح بود این بود که برای جهاد به گرجستان حمله کنند یا ایروان را بگیرند (دو منطقه مسیحی نشین که حاکمانشان از خاندانهای دیرین ایرانی و باز مانده از دوران پارتیان و ساسانیان بودند) عده این نیز پیشنهاد دادند به روستاهای اذربایجان حمله کنند و عده ای نیز بر این عقیده بودند مدت زمان بیشتری در ارزنجان بمانند که ترکان بیشتری به لشکر بپیوندند و سپس به آذربایجان حمله کرده آنجا را از آن خود کنند. در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد. اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و شاه اسماعیل که به شجاعت و از جان گذشتگی مشهور بود بر شکوه خود میان وفاداران خویش افزود. سردار خردسال با بزرگواری از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در ناحیه شرور نزدیک نخجوان در گیری سختی بین الوند بیگ آق قویونلو و لشکر شاه اسماعیل رخ داد(۸۸۰ش/۹۰۷ ق /۱۵۰۱ م) در این نبرد لشکریان شاه اسماعیل رشادت های فراوانی از خود بروز دادند و شعار تر کی “قربان اولدقم ٬صدقه اولدقم” سر داده اعلام جانفشانی در راه مولایشان اسماعیل می‌کردند سر انجام الوند بیک شکست خورد و به ارزنجان گریخت و شاه اسماعیل پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار ولایت شیعه که اتفاقا با آیین و افکار عمومی اکثریت اهل شهر تطابق داشت، اعلام کرد.(تبریز یکی از مهمترین پایگاههای محبین اهل بیت در آن زمان بود.) وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی که سخت به او معتقد بودند در سال هشتصد و هشتاد ه.ش شاه ایران شد و سلسله خویش را به نام جدش صفی الدین «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:

یکی این که این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی و ملی بعد از حمله اعراب به ایران (در سال ۳۲ ه.ق) بوده‌است یعنی پس از هشتصد سال توانست با افتخار نام ایران را بر روی نقشه‌ها برگرداند.

دوم اینکه مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد که در اعتلا و پیروزی های چشمگیر آینده آن سلسه تاثیر به سزایی داشت.

ادامه مطلب

دهکده سنگی و زیرزمینی ویند کلخوران

دهکده سنگی و زیرزمینی ویند کلخوران

دهکده سنگی و زیرزمینی ویند کلخوران

 

دهکده سنگی و زیرزمینی ویند کلخوران

این روستا دهکده ای سنگی با مجموعه ای از خانه های سنگی منفرد به صورت یک پدیده معماری تاریخی و باستانی استثنایی وجود دارد که شکل کنده شدن این منازل در زیر تپه های سنگی و رسوبی و نوع کنده شدن آنها که نهایتاً منجر به آفرینش چنین آثاری شده است، در نوع خود کم نظیر می باشد، دهکده صخره ای باستانی ویند در حدود ۵ کیلومتری جنوب و جنوب غربی سرعین و در نزدیکی جاده اردبیل – نیر قرار گرفته است. مناطقی که خانه های سنگی در آن قرار گرفته اند قوردی قیه، تپه چله خانه، قره قیه و مسجدیری نامیده می شود.

بررسی های محدود و سفالهای پراکنده در سطح و داخل خانه های سنگی مربوط به ادوار مختلف می باشد. سفالهائی مربوط به دوره اشکانی، سفالها و قوسهای جناغی در کنده های صخره ای شبیه به اثار ساسانیان همچنین آثار و علائمی مربوط به دورانهای اسلامی مانند سلجوقی، تیموری و صفوی که حکایت از استمرار استفاده از این خانه های سنگی در طول تاریخ می باشد.

تپه چله خانه که اغلب خانه های سنگی در زیر آن قرار دارد هر چند تعدادی از آنها بر اثر عوامل مختلف سقف آنها فروریخته یا به سبب پرشدن فضاهای داخلی آن فعلاً بازدید از فضای داخلی آن ممکن نیست. ولی تعداد قابل توجه دیگری با ویژگیهای منحصر به فرد آنها سالم باقی مانده که به دو مورد آنها اشاره می شود، یکی از آنها در فاصله ۱۰۰ متری از جاده شنی منتهی به ویند کلخوران از سمت جاده اردبیل – نیر بعد از شروع راه شنی به روستا قرار دارد که در ورودی آن در سمت غرب جاده از دور دیده می شود. این واحد دارای در ورودی به ارتفاع ۳۰/۱ متر می باشد. در داخل کنده روبروی در ورودی سکوئی از سنگ به ارتفاع ۶۰ سانتی متر از کف می باشد که ستونهائی به تعداد ۲ عدد به شکل استوانه به قطر ۵۰ الی ۶۰ سانتی متر در دو طرف تخت سنگی یا سکو قرار گرفته است. همچنین جاچراغی ها و تاقچه های کوچک در داخل این واحد وجود دارد، در دو قسمت شمالی و جنوبی در ارتفاع ۶۰ سانتی متری حلقه هایی از سنگ کنده شده که نظیر این حلقه های سنگی در قسمت پائین دیوار نزدیک کف که در حال حاضر به سبب پرشدن کف زیاد که در حال حاضر به سبب پرشدن کف زیاد مشخص نیست وجود دارد، هر چند اطلاعات دقیقی در خصوص کاربری آنها وجود ندارد ولی از شکل ظاهری و ردیف کنده شدن آنها چنین به نظر می رسد که این حلقه های سنگی جهت بستن دست و پای افراد احتمالاً اسراء و زندانیان بصورت پشت به دیوار بوده است. نورگیر و روزنه ای استوانه ای شکل به ارتفاع ۵/۱ متر که از دل سنگ سوراخی به قطر ۴۰ سانتی متر که روزنه ای جهت تهویه هوا یا دود ناشی از سوختنی ها و همچنین تأمین روشنایی محوطه داخل کنده مزبور بوده است. این مکان با توجه به شکل داخلی و ویژگیهای فوق الذکر احتمالاً به عنوان محل نگهداری اسراء و زندانیان بوده است و سکوی سنگی آن جهت نگهبانی و استراحت نگهبانان بوده است. ادامه مطلب

آتشکده آذر فریق

روستای باستانی و ییلاقی آتشگاه که به آغ مام نیز معروف می باشد از توابع دهستان سبلان در فاصله ۵ کیلومتری شمال سرعین واقع شده است. این روستا از باستانی ترین مکانهای شهر سرعین و استان می باشد که آثار باقی مانده از دورانهای قدیم موید این مطلب است.

بر فراز تپه باستانی که امروزه خرابه هائی از آن باقی مانده است، نشان و یادگاری از رونق این منطقه در دورانهای تاریخی گذشته ایران و آذربایجان میباشد. در حال حاضر براثر عوامل طبیعی در کنار سایر عوامل نظیر ساخت و سازها برفراز تپه باستانی باعث از بین رفتن تدریجی بنای آتشکده شده است. ولی تپه باستانی آن بصورت تپه ای مرتفع در داخل روستا به خوبی نمایان است. براساس روایت ها و اسناد تاریخی این مکان از مراکز مهم و مقدس آئین زرتشتی خصوصاً در دوران ساسانیان بوده است و معبدی هم در آنجا بوده که از بین رفته و آثاری از آن باقی نمانده است، بنا به روایاتی جز زنجیری از آن، «در تشکیلات انوشیروان آذربایجان مرکز شمال بود… و حاکم نشین آن ارتاوید یا اردبیل بوده است» «در اردبیل که مرکز نشو و نمای دعوتهای اولیه آئین زرتشت بوده است معبد یا بنائی از آن دوران باقی نمانده ولی در بعضی نقاط من جمله دامنه های کوه سبلان… که با رواج اسلام عموماً از بین رفته جز قریه آتشگاه حتی نامهای آنها نیز عوض شده است»، «محل آتشکده قدیمی در کنار دهکده ای قرار دارد و برجای مرتفعی (تپه باستانی) است. که امروز مسجدی بر روی آن موجود است (هم اکنون عاری از هرگونه بنائی است ) که به صورت زیارتگاهی می باشد، نظیر این آتشکده ها در دهستانها دامنه سبلان زیاد است» بعد از زلزله ۱۳۷۵ میراث فرهنگی استان اجازه هیچگونه ساخت و سازی بر روی تپه مذکور و خرابه های آتشکده را نداده است علاوه بر آن در طول قسمتهای اعظم روستا در داخل زمین لوله های سفالی قرار دارد که تعدادی از این لوله های سفالی و مسیر آنها در اثر خاکبرداری و یا عوامل دیگر ظاهر گشته است. تاریخ دقیق لوله گذاری مشخص نمی باشد. ولی موقعیت قرار گرفتن آنها در دل زمین مؤید این مطلب است که به منظور هدایت آب به مکانهای مشخص و تعیین شده بوده است و براساس اظهارات اهالی و ریش سفیدان تعدادی از چشمه های ظاهر شده در سطح زمین در واقع آب هدایت شده توسط آن لوله ها می باشد که در اثر فشار وارده شکسته و آب آن بصورت ذکر شده ظاهر شده است. تکه های شکسته لوله های سفالی در سطح اعظم روستا خصوصاً حوالی تپه باستانی به مقدار قابل توجه دیده می شود.در فاصله تقریبی حدود ۲۰۰ متر از تپه باستانی در سمت غرب تپه ای طبیعی وجود دارد. ادامه مطلب

logo-samandehi