عمومی Archives - صفحه 4 از 6 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

مطالب منتشر شده در دسته ی "عمومی"

عید باستانی

عید باستانی

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد.

درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در برگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده.

عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

پیشاپیش فرا رسیدن عید باستانی نوروز و آمدن بهار دل انگیز را خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم  و سعادت، سلامت، کامرانی و بهروزی همگی شما عزیزان را از خالق کائنات مسئلت دارم

عید غدیر

عید غدیر، ‌عید کمال دین و عید ولایت و امامت مبارکباد

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

  شهریار

امیرالمؤمنین

شهادت جانگداز مولی الموحدین امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب علیه الصلوه السلام را خدمت قلب عالم امکان حضرت حجّه بن الحسن عسکری عجّل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان و محبّین حضرت تسلیت عرض می کنیم.

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو
محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو
فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

آن زاده کعبه و امین حرمین
افتاده میان خاک و خون دیدی تو

آنکس که ستیز خیبر و بدر و احد
چون شیر بغرید چنین دیدی تو

آیا تو درون ظلمت شام سیاه
نان اور کودک یتیم دیدی تو

آیا دل پرز خون و گریان چشمی
از جور زمانه و زمان دیدی تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان
با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

آیا زمیان مردم کوفه و شام
مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

” محمد مهدی نجفی “

logo-samandehi