مراسم و آئین ها Archives - صفحه 9 از 12 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

مطالب منتشر شده در دسته ی "مراسم و آئین ها"

روشن کردن آتش

روشن کردن آتش

روشن کردن آتش

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.
عده ای بر این باورند که “سوری” واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها –قبائیل تورک – اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهرشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب “تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار ۱۳۷۲) چنین تصریح می کند: “…جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است… این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است…”.. البته خود کلمه “سور” (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورکها ۴ چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در “ارگنه گون” – نام مکانی- در محاصره بودند بکمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.
این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیاد بود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.
آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا … بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملتهای دیگر به همان معنا باشد.
بعد از غروب آفتاب، آتشها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی ان بپرند. زمان روشن کردن آتش از” اوزه رلیک” ( اسپند) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود. ادامه مطلب

شال ساللاماق

شال ساللاماق

شال ساللاماق

شال ساللاماق” یا «باجالئق» از جمله سنت‌های قدیمی آذربایجانی‌ها در چهارشنبه‌ی آخر سال محسوب می‌شود

جوانان و نوجوانان آذربایجانی با برداشتن شال یا توبره‌ای در چهارشنبه سوری خود را برای اجرای این رسم قدیمی آماده می‌کنند و اغلب با تاریکی هوا به خانه‌ی دوست و آشنا و فامیل و حتا دیگران می‌روند و شال خود را آویزان می‌کنند؛ به طوریکه دیده نشوند

در گذشته اکثر خانه‌ها در سقف دریچه‌ای برای تهویه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آویزان می‌شد؛ تا صاحبخانه هدیه‌ای را در آن بپیچد. اما امروزه این رسم حالتی دیگر یافته است. برای مثال در را می‌کوبند و وقتی صاحبخانه در را باز کرد بدون دیده شدن بخشی از شال را به داخل خانه در حالیکه‌ی گوشه‌ی شال را در دست دارند، در را به روی صاحب‌خانه می‌بندند و بعد از گرفتن هدیه شال را برداشته فرار می‌کنند.
هدیه‌ی گذاشته شده در داخل شال می‌تواند چیزهای مختلفی باشد که از آن جمله می‌توان به انواع شیرینی و آجیل چهارشنبه سوری و میوه و … اشاره کرد

شهریار نیز در اثر ماندگار حیدربابایه سلام خود به این آیین سنتی اشاره داشته است

بایرامی دی گئجه قوشی اوخوردی
آداخلی قئز بیک جورابین توخوردی
هر کس شالئن بیرباجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال ساللاماق
بیک شالئنا بایراملئقئن باغلاماق
شال ایسته‌دیم منده ائوده آغلادئم
بیرشال آلئب تئز بئلیمه باغلادئم
غلام گیله قاشدئم شالی ساللادئم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادی
خان ننه‌می یادا سالئب آغلادی  ادامه مطلب

بستن کمر عروس

بستن کمر عروس

بستن کمر عروس

یکی از مراسمهای تقریبا رایج بستن کمر عروس است. این مراسم در شبی که عروس از خانه پدر به خانه داماد می رود اجرا می شود . به این صورت که برادر کوچکتر داماد یا یکی از اقوام نزدیک داماد شالی را که معمولاً رنگ قرمز دارد به دور کمر عروس گره می زند ، در هنگام بستن کمر عروس این شعر خوانده می شود :

آنام باجیم  قیز گلین                       الی ایاغی دوز گلین

یئدی اوغلان ایسته ره م                   سون بئشیگین قیز گلین

بعد در وسط اتاقی که عروس و داماد نشسته اند یک جلد قرآن و یک کاسه آب می گذارند پدر عروس دست عروس و عروس دست داماد را گرفته و سه دور، دور قرآن و کاسه آب می چرخند سپس برای عروس و داماد آروز میکنند که خداوند هفت پسر و یک دختر به آنها عطا نماید . بعد از این مراسم عروس داماد از خانه پدر عروس خارج شده و سوار ماشین عروس می شوند معمولاً ماشین عروس به طرف مراکز تفریحی حرکت می کند یکی دو ساعتی در سطح شهر دور می زنند و برمی گرددند به خانه داماد  هنگام ورود به خانه داماد اول کل مهمانها وارد خانه می شوند بعد از مهمان ها عروس و داماد ، دختران و زنان فامیل شروع به رقص می کنند و ساعتی را به جشن خود ادامه می دهند و مراسم تمام می شود .

logo-samandehi