بزرگان اردبیل Archives - صفحه 3 از 20 - بهشتی به نام اردبیل

جستجو

مطالب منتشر شده در دسته ی "بزرگان اردبیل"

رحیم منزوی اردبیلی

رحیم منزوی اردبیلی

رحیم منزوی اردبیلی

 رحیم منزوی اردبیلی فرزند اسدالله در محله سیدآباد اردبیل به سال ۱۳۱۶ دیده به جهان گشود. پدرش در کنار شغل حلبی سازی و دواتگری در ایام محرم به شبیه خوانی و تعزیه گردانی می‌پرداخت واین موضوع در رحیم منزوی به مرثیه سرایی تاثیر فراوانی گذاشت.او اولین شعر خود را در سن ۹ سالگی سرود. فضای عاشورایی شهر در سال ۱۳۲۶ به بعد او را به نوحه سرایی سوق داد. در پایان تحصیل وارد ارتش گردید و در مراغه پای درس آیت الله سید جواد مجتهد نشست و دروس اسلامی را فرا گرفت. بعد از هفت سال از ارتش استعفا کرد و مدتی بعد به رانندگی پرداخت. در سحرگاه روز ۹ مرداد ۱۳۷۱در پی عارضه قلبی در تهران درگذشت و جنازه‌اش به اردبیل انتقال یافت و در قبرستان بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.
محضر حقده بلادور باشه، باش و جان باجی
ایستیرم کئچم باشه، یئته پیمان باجی
معمولاً در سروده‌های او کلمات فارسی و عربی نسبت به سایر نوحه‌ها کم‌تر است. وی در زمانی اشعار خود را سرودند که مداحی ترکی با حضور و پیدایش مداحان بزرگی چون حاج غلامرضا زنجانی، حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی، حاج داود علیزاده، حاج جواد رسولی و حاج عبدالحسین نجار باشی و… به تمام لایه‌های اجتماع رسوخ کرده و گسترش فراوانی یافته‌است و درست چنین زمانی است که سروده‌های منزوی با اجراهای بی نظیر مداحان بزرگ مخصوصاً استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی که با توانایی تمام و درست بر طبق دستگاه‌های موسیقی انجام می‌گرفت، مورد استقبال قرار می‌گیرد.
کاست «اکبره باخ اکبره باخ» حاج غلامرضازنجانی وحاج سلیم که تماماً سروده‌های مرحوم منزوی بود می‌باشد؛ شعری با قالب نو و خلاقیت تمام و اجرایی زیبا و تمام با خلاقیت استاد سلیم مؤذن زاده، و واقعاً می‌توان گفت که این اثر بی‌نظیر بوده و هست و باعث شروع سبک جدیدی در مرثیه‌سرایی و مداحی ترکی گردید.
در مورد شخصیت مرحوم منزوی نقل است که ایشان درباره مضامین و حتی کلماتی که در سروده‌هایش به کار می‌برد، بسیار حساس بود و اشعارش را در حال و هوای عاشورایی می‌سرود. حتی می‌گویند که برای سرودن شعری در مورد حضرت رقیه(س) مسیری خاردار را که نسبتاً هم طولانی بود، چندین بار با پای برهنه دویده بود تا بتواند شعر سوختن خیام و فرار بچه‌ها به صحرا را بسراید.
آثار منزوی آثار او عبارتند از: آمال منزوی (اولین دیوان اشعارمنزوی)، آثار منزوی، ایثار منزوی، صد سینه زن، صد قافیه، صد منظره، صد زمزمه، صد مرثیه، نهضت حسینی، آلام منزوی.
نمونه اشعار مرثیه نوحهٔ زیر، درد دل دردانهٔ سه سالهٔ امام، حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها) در خرابه با حضرت زینب در لحظه دیدار با سر خونین امام(ع) است:

ای عمــه! منیـم کاش ائلـه امکانیــم اولئیــدی

سینه‌مـده بو باش، بیر گئجه مئهمانیم اولئیدی

ای کــاش بــۇنون ذکـرینی بیر آن ائشیدئیدیـم

بـۇ قانلێ دوْداقدان گئنــه قــرآن ائشیدئیـدیــم

هـر دم بـابـا جانیم چاغێریب، جان ائشیدئیدیم

قــوربان بابامین جان سسینه جانیم اولئیـدی

ترجمه فارسی:(ای عمه! کاش چنین امکانی برایم مهیا بود / که این سر، یک شب مهمان من بود؛ ای کاش حتی برای یک لحظه ذکر لب این سر را می‌شنیدم / و دوباره از این لب خون‌آلود، آوای قرآن را می‏شنیدم؛ و پیوسته «بابا جانم» صدایش می‏کردم و جان گفتن او را می‏شنیدم / آن‌گاه این جان من فدای صدای جان گفتنش می‏شد)

اوّلــده گــرک باوریمـــی محکـــم ائـدئیــدیــم

پیشــوازه قاچێــب گؤزلـریمـی پُرنم ائدئیدیـم

گؤزیاشلاریمی جمع ائله‌ایب مرهم ائدئیدیـم

الــده یارالــی لبلــه‌ره درمــانیــــم اولئیـــدی ادامه مطلب

حاج شیخ محمد سعید نقشبندی

حاج شیخ سعید نقشبندی

حاج شیخ سعید نقشبندی فرزند ارشد شیخ علی (قدس سره) در سال ۱۲۸۸ هـ.ق در روستای عنبران بدنیا آمد. پدر ایشان شیخ علی از روحانیون اهل سنت عنبران بود و در سال ۱۲۸۵ هـ.ق به ارشاد و هدایت اهالی روستای عنبران و حومه و طوالش می‌پرداخت. شیخ علی علاقمند بود که فرزندش نیز همانند خودش جهت تحصیل و تهذیب به خانقاه (مرکز ارشاد و طریقت) اعزام شود و در آنجا بر مبنای اصولی که او خود به‌ مقام کمال رسیده، فرزندش نیز از آن مسیر مراحل تربیت و نیل به مرتبه عالی را طی نماید. ولی این راه عوض می‌شود و این جوان فاضل تصمیم می‌گیرد به استانبول، مرکز امپراطوری اسلامی در آن روزگار و پایتخت سلاطین عثمانی که خود را مسئول جامعه اسلام می‌دانستند و بر سراسر خاورمیانه و مصر و مکه و مدینه حکومت داشتند برود و در آنجا ادامه تحصیل دهد.

ایشان که در سال ۱۳۰۸ هـ.ق و در بیست سالگی در آبادیی بنام «سیاهکوه» در جمهوری آذربایجان، در خدمت استاد محمد افندی درس خوانده و تحصیل نموده و در سال ۱۳۱۱ هـ.ق در بیست و سه سالگی مراحل درسی خود را تا سطح «مطول سعدالدین تفتازانی» طی نموده‌بود؛ در استانبول به مدت چهار سال مشغول ادامه تحصیل گردید و پس از اخذ مدرک تحصیلی از دست استاد خود الحاج عثمان حلمی‌بن حافظ، از آنجا عازم حرمین شریفین شد و به مدت دو سال نیز در مکه مکرمه و مدینه منوره اقامت نمود. او پس از تحصیل در محضر علمای حرم شریف مسجدالحرام، با اخذ اجازه‌نامه‌ای عارفانه در هفت برگ از استادش (که شامل اسامی اساتید وی نیز می‌باشد، و اصل آن در خانواده حفظ شده) عازم مصر می‌شود. پس از دو سال اقامت در حرمین شریفین و استفاده از محضر اساتید آن مرکز، با سرمایه‌ای انبوه از علم و کمال و معنویت عازم قاهره می‌گردد که در آن زمان از بزرگترین مراکز علم و دانش بود و دانشگاه الازهر نمونه بارزی از تفوق جهان اسلامی آن روزگار بشمار می‌آمد.

وی جریان کار و موقعیت خود را به پدرش می‌نویسد و از او اجازه می‌خواهد که در دانشگاه الازهر مصر بماند اما پدرش این اجازه را به او نمی‌دهد و می‌نویسد که قاهره مرکز علما است و دانشگاه الازهر کارخانه عالم پروری است و در آنجا به وجود شما زیاد نیاز ندارند ولی در این مناطق و محیط «عنبران» که در تشنگی و بی‌آبی می‌سوزد، به شما نیاز هست و باید مانند ابری بر سر این خشکی زدگان ببارید. و مؤکداً به ایشان سفارش می‌کند که به زادگاه خویش برگردد و در آن منطقه به ترویج و تبلیغ احکام دین و قرآن توجه کند. او تحت تأثیر نامه پدر بزرگوارش قرار می‌گیرد و پس از وداع با آشنایان و علما و اساتید و رجال آن دیار؛ در سال ۱۳۱۷ قمری به ترکیه بر می‌گردد و پس از تجدید دیدار با دوستان و زیارت اساتید، از آنجا هم از طریق تفلیس و باکو وارد آستارای ایران می‌شود.

پدرش در ۱۶ ربیع الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری در سن ۹۵ سالگی روی در نقاب خاک کشید و به کاروان ابدیت پیوست و در عنبران، در جوار مرقد «پیرگسکر» به خاک سپرده شد. بعد از فوت پدر، حاج شیخ که روح بی‌تابش در محیط کوچکی مانند عنبران و اطراف آن نمی‌گنجید، تصمیم گرفت که مدتی به جهانگردی بپردازد و به سفرهای طولانی برود. در آن زمان اسلام در مناطق وسیع خاور دور از قبیل ترکمنستان و بخارا و سمرقند و خوفند و کاشغر واقعاً در تلألو خاصی به حیات خود ادامه می‌داد و شیخ برای اینکه این سرزمینها را بگردد و با علما و امرا و آداب و رسوم آنان آشنا شود، اقدام به مسافرت طولانی نمود. در این مسافرت که برادر کوچکش بنام شیخ مظهر نیز همراه او بود، سفرنامه کوتاهی نیز نوشته‌اند. بزرگترین مراکز آن دوره که اسلام در آنجا با عظمت خاصی می‌درخشید، شهر تاریخی بخارا و سمرقند و تاشکند و آبادی‌هایی تا حدود کاشغر و مرز چین بود. آنها همه این شهرها را دیدند و چند هفته‌ای هم در هر شهر توقف کردند و با علما و فضلا و رجال آن سامان آشنا شدند و به مساجد آنان رفته، در آنجا برنامه وعظ و سخنرانی اجرا کردند. ادامه مطلب

استاد رضا خدادادی

استاد رضا خدادادی

استاد رضا خدادادی

رضا خدادادی در ۷ اسفند ۱۳۳۹ در اردبیل متولد شد.در کودکی به تهران آمد .دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در تهران سپری کرد و پس از آن به اردبیل بازگشت و دوران تحصیلی متوسطه را در آنجا سپری کرد. وی از کودکی شیفته هنر بود و همین علاقمندی موجب شد تا دوباره به تهران بازگشته و در مجتمع دانشگاهی هنر(دانشگاه هنر) و در رشته نقاشی به تحصیل بپردازد. پس از آن تحصیلات خود را در رشته انیمیشن و در همان دانشگاه ادامه داد. وی در دوران تحصیل از دانشجویان فعال و ممتاز دانشگاه بود و همین امر موجب شد هنگام دانشجویی به دعوت برخی از دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، به تدریس در دانشگاه مشغول شود. وی علاوه بر فعالیتهای بی وقفه در زمینه خلق آثار هنری متعدد، از آن زمان (از سال ۱۳۷۰ )تاکنون به تدریس در دانشگاهها اشتغال داشته و هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران است. رضا خدادادی در سال ۱۳۶۳ با دختری به نام ژیلا مینایی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج موفق، پسری به نام خزر و دختری به نام صدف است

فعالیت‌ها : ضا خدادادی از کودکی به نقاشی و مجسمه سازی روی آورد.و بعدها علاوه بر تدریس در دانشگاه در سایر زمینه های هنری ازجمله: دیوار نگاری(نقاشی دیواری)، ماکت سازی، طراحی داخلی به فعالیت پرداخت.وی در بیش از ۱۰۰ نمایشگاه انفرادی و گروهی داخلی در داخل وخارج از کشور آثار خود را در زمینه نقاشی و مجسمه سازی به نمایش گذاشته، و علاوه بر ایراد سخنرانی های متعدد، چندین مقاله نیز در نشریات معتبر به چاپ رسانده است. تعدادی از آثار وی در مجموعه ها و گنجینه های عمومی، دولتی و خصوصی، داخلی و خارجی( مانند:موزه هنرهای معاصر تهران ، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ، سازمان زیباسازی شهر تهران موزه آستان مقدس امام علی در نجف اشرف و…)نگهداری می شود.رضا خدادادی علاوه بر مسئولیتهای متعدد و همکاری هنری با برخی از نهادها و سازمانها دولتی، سالها مدیر گروه نقاشی و مجسمه سازی دانشگاه هنر بوده و همچنین مدیریت گروه کارشناسی وکارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سوره تهران را نیز عهده دار بوده است.
تحلیل آثار:آثار هنری رضا خدادادی با وبژگی خاص و منحصر به فرد، و بر اساس طبیعت، ادبیات، فلسفه و جهان بینی شخصی وی آفریده می شوند. آثار نقاشی خدادادی را می توان به دوره های مختلف تقسیم بندی نمود :دوره پیش از دانشگاه، که شامل آثاری بر اساس تجربیات و مشاهدات عینی و تجربیات دفرماسیون فیگورها و اشیااست، دوران دانشگاه، با تمایلات انتزاعی وبر اساس موضوعاتی که یاد آور فضاهای گذشته معماری سنتی ایران، کتیبه ها و خط نبشته ها ، … در قالب فضاهای دوبعدی و در بسیاری موارد مبهم و به دور از هر گونه تظاهر برای یاد آوری گذشته ها( که حاصل آن فعالیتها چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی بود). دوران متاخر، که خود به دوره های متعددی و بر اساس نام گذاری وی از مجموعه آثارش تقسسیم بندی می شود.
مجموعه طراحی های شبانه این مجموعه آثار وی عبارت است از طراحی هایی از فیگورهای انسانی رقصان و وهم انگیز به نام شبانه مشتمل بر صدها طرح مدادی، که نیمه شبها خلق می شدند. پس از آن طراحی های مدادی شبه مینی مالیستی از پیکره های زنان ودختران جوان، با حالتهای عادی در زندگی، بدون پرداختن به جزییات صورت( که حاصل آن نمایشگاهی انفرادی در گالری برگ و نمایشگاه گروهی در موزه ی هلند بود) و تعدادی آثار طراحی و نقاشی فیگوراتیو که در آن اغلب زنان و مردان با صورتها و اندامهای به هم ریخته و زشت به تصویر درآمده اند.(که تعدادی از ان آثار در نمایشگاههای گروهی در معرض دید عموم قرار گرفتند).
مجموعه ی حیرانی آثاراین مجموعه به شکل شگفت انگیزی نسبت به دوره های پیش متحول شده بودند.این بار توجه هنرمند به طبیعت معطوف گشته بود. وی این مجموعه آثار را که نمایشی از مطالعه و درک عمیق طبیعت و مراقبه ی طولانی هنرمند بود حیرانی نامید . مجموعه آثار حیرانی با تکنیک رنگ وروغن ودر روی بوم به ظهور وبروز رسیدند. خط اصلی ترین عنصر تصویری این نقاشیها بود .خطوط رنگی بی شماری که روی هم و در لابلای هم با دقت و وسواسی عجیب، با ظرافت وبدون کوچکترین خطا، فضایی خیال انگیز ی می ساخت و بیننده را وسوسه می کرد که با دست خطها را کنار زده واز لابلای متراکم این خطوط چیزی یا راهی را ببیند! می توان موفقیت این آثار از دو جنبه قابل بررسی است : نخست، صورت ظاهری و شیوه اجرایی آثار، که با الهام از طبیعت و با استفاده از فقط خطوط رنگی و با اجرایی مطلوب شکل می گیرد، و فضایی متفاوت و بی سابقه ای پدید می آورد. دوم، جنبه ی مفهومی و معنایی آثار است که علاوه بر توجه دادن مخاطب به زیبایی های طبیعت، به جنبه های عرفانی و ماورایی تاکید داشته و بیننده را در برابر فضایی بسته، در هم تنیده و تو در تو و پر از رمز و راز قرار می دهد؛ که اشاره ای است به زندگی نوع بشر، با سوالات و مجهولاتی بی شمار . انتخاب آگاهانه عنوان حیرانی بر این مجموعه بر موارد اشاره شده تاکید دارد.

مجموعه ی ذکر چند سال بعد از مجموعه حیرانی مجموعه ی دیگری با نام ذکر پدید آمدند . این مجموعه پس از فراقت از یک دوره بیماری، در دوران نقاهت هنرمند، وهنگامی که وی دچار نوعی افسردگی شدید شده بود خلق شدند. مجموعه آثار ذکر، با تونالیته های متعددی از یک رنگ و با استفاده از ریتم خطوط ساده و کوتاه، پشت سر هم، و ردیف شده، بدون هیچ واقعه ی دیگری شکل می یافتند، خطوطی که از بالا تا پایین و تکرار می شد . گویی که ابتدا و انتهایی و پایانی ندارد . وی در خصوص این آثار می گوید: درسالهای اخیر مجموعه آثاری در زمینه نقاشی پدید آوردم که نامشان ذکر بود.تکرار بی امان عنصری ساده در سطح بوم، بی معنا ی ظاهر، بی هیچ نشانی از طبیعت واقع ومصنوع. وبا کمترین وساده ترین شکل ممکن .خطوطی عمودی در ردیف، وپشت سرهم .از بالا به پایین. تکرار یک عنصر بی معنا و مجرد، با رنگهایی یکسان و به دور از هر گونه تزیین و بزکی، و ظاهری دلفریب . با قناعتی در شکل و ظاهر. هر خطی حمد و ثناء بود، وذکر وتسبیح متوالی، که انگار پایانش نیست. خطها ذکری مداوم بودند، و تکرار یکنواخت، که بی نهایتشان می ساخت. در معنا، ذکر را نگاشتن نیز خوانده اند. نگارشم برای هر اهل دلی ذکر جمیل بود و ذکر سالکان . که نمی دانستم با تصویر، غیر از این طریق چگونه تسبیح و تهلیل متوالی گویم .که هرچه می کردم غیر از این ریا بود وشرک . آثار ذکرم باید که انتزاع کامل بود . من، هنر انتزاعی را ستایش می کنم، چراکه از اشکال و رنگهای تمثیلی و غیر واقعی بهره دارد. وتقلید از عینیات جهان مادی نمی کند. ازناسوت به دور است و به لاهوت و حقیقت، و به سلیقه کیانم و نیایم نزدیک . نقاشیهای ذکرم را انتزاعی و مجرد ساخته ام، تا بی ریا باشد و صورتش به چیزی نماند
مجموعه ی نقش برجسته های نوستالژیا: رضا خدادادی از سال ۱۳۸۸ رویکرد جدیدی را در آثارش به نمایش گذاشت .با وجود اینکه که وی همچنان مجموعه ذکر خود را ادامه می دهد؛ مجموعه ی جدید نقش برجسته ای با عنوان نوستالژیا را پدید آورد آثار نقش برجسته نوستالژیا از چند منظر قابل تحلیل و بررسی است. اول: به لحاظ مفهومی که قصد یاد آوری تعمدی خاطرات تصویری فراموش شده گذشته را دارد. مجموعه آثار نوستالژیا به دنبال تایید و یا رد ضرورت یاد آوری گذشته ها نیست و به خودی خود نیز موافقت یا مخالفتی با نوستالژیا ندارد. بلکه در پی آن حسی است که با مشاهده این آثار در هر یک از مشاهده گران ایجاد می شود؛ البته هر مخاطبی می تواند نوستالژیا را رد کند یا بپذیرد.دوم: به لحاظ تصویری و ساختارهای آن، که در نگاه نخست، گویی تصاویر و اشکال در این آثار همان هایی است که بر دیوار غارها، در حجاری ها، روی سفالینه ها و کتیبه ها، در بناها و کاشی های گذشته ها نقش بسته است؛ اما با تامل بیشتر می توان به این نکته پی برد که از کپی برداری و یا تقلید عین به عین از آن نقوش و اشکال در این آثار پرهیز شده و شباهت ها در پاره ای موارد شاید به دلیل انتخاب روش طراحی این نقوش و اشکال است. سوم ترکیب بندی اجزا و ساماندهی عناصر تصویری گاه نامتعارف این آثار است. ادامه مطلب

logo-samandehi